تبلیغات
دوستی و درسی - گفتگو با خدا
 
دوستی و درسی
حتما با لبخند خارج شوید
درباره وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارید مطالب وبلاگمون بشتر در مورد چه موضوعی باشه؟(اگه گزینه دیگه ای مد نظرتونه تو قسمت نظرات واسمون بنویسید)












آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چت روم



دریافت كد ساعت
javadshiry:

كد تغییر شكل موس


http://s1.picofile.com/file/5257978985/god2.jpg

گفتگو با خدا  

 

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو میکنم

 

خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی ؟

 

من در پاسخ گفتم:  اگر وقت دارید

 

خدا گفت :     وقـت من بینهایت اسـت

 

پرسیدم: چه چیز بشر تو را سخت متعجب می سازد ؟

 

خدا پاسخ داد:   کـودکیـشـان

 

اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند و دوباره پس از مدتها آرزو می کنند باز کودک شوند

 

اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند و پولشان را از دست می دهند تا سلامتی از دست رفته را باز جویند

 

اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش

می کنند

 

بنا بر این    نــــه در حــال زنـدگــی مــی کـنـنـد نــــه در آیـنـده


 

اینکه آنها بگونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و بگونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیستند

 

دستهای خدا دستانم را گرفت و مدتی سکوت کردیم

 من پرسیدم:

 بعنوان پدر میخواهی کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند

 

گفت: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد

همه کاری که آنها می توانند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند

 

بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند

 

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمهای عمیقی در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم

اما سالها طول می کشد تا آن زخمها را التیام بخشیم

 

بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد

بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد

 

بیاموزند که دو نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند و آنرا متفاوت ببینند

 

بیاموزند که کافی نیست فقط دیگران را ببخشند

بلکه خود را نیز باید ببخشند

 

من با خضوع گفتم: از شما بخاطر این گفتگو سپاسگذارم

آیا چیز دیگری است که دوست دارید به فرزندانتان بگوئید ؟

 

خدا لبخند زد و گفت :

           فـقـط ایـنـکـه بـدانـنـد مـن ایـنـجـا هــسـتــم

                            

                                ((هــمــیــشــه ))



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 5 فروردین 1391
شیرین و سمیه دو نفری که دوستن
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:06 ب.ظ
Howdy! I'm at work surfing around your blog from my new iphone!
Just wanted to say I love reading through your blog and look forward to all your posts!
Keep up the fantastic work!
سه شنبه 4 تیر 1392 12:18 ب.ظ
وبت خیلی خوشمله
چهارشنبه 1 شهریور 1391 11:50 ب.ظ
excellent
چهارشنبه 7 تیر 1391 11:03 ب.ظ
زیبا و اموزنده بود متشکرم
چهارشنبه 16 فروردین 1391 10:02 ب.ظ
سلام خوفین راستی تغییرات وبتون عالیه بای
یکشنبه 6 فروردین 1391 01:13 ق.ظ
بیچاره خداااااااااااااااا
چقدر دلش پر بوده از دستمون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر